پسر حساس اما خوددار
مامان آزی سرماخورده اساسی , چند روزی تو خونه مونده که استراحت !!! کنه و مجبوره دو تا سرم بزنه که زحمتش میفته گردن آقاجون بهاءلو برای سرم اول برخورد امیرعلی بسیار منطقی و در نهایت خونسردی بود که باعث تعجب همه شد! اما ... برای سرم دوم دل کوچولوی مهربونش دیگه طاقت نیاورد و دایما بهانه می گرفت که : مامان بللم کن , بیا بازی , بریم اتاقم و... که با مهربونیای عمه مرضیه بازم سرش گرم میشد اما در نهایت در حالیکه بغض کرده بود به مامان آزی گفت : "ناراحتی ؟ گریه می کنی ؟" و باوجودیکه مامان باچهره کاملا خندان جواب داد که : "نه مامان , سرماخوردم , باید سرم تمام شه , بعد میریم با هم بازی" بازم قبول نکرد و گفت : "نه ناراحت...





